شعر شکر خدا با اشعار زیبای مفهومی سپاسگزاری از نعمت های خداوند بزرگ

مجموعه ای از اشعار شکر خدا، خدایا شکرت، تشکر از پروردگار و قدردانی از نعمت های خداوند بزرگ را در این بخش آریا آماده کرده ایم.

مجموعه شعر شکر خدا

شکر این نعمت بی اندازه

که شد اندر ممالکش تازه


الحمد لله ، شکر فراوان

بیدار گشتم از وادی خام

الحمد لله از ماه تا سال

با لطف یزدان گشتم سر حال

یا رب عطا کن عشق حقیقی

در عشق تو من ، باشم صمیمی


شعر نو شکر خدا

وقتی لبخند زدی

باران بارید

این لطافت را از

رنگین کمانی فهمیدم

که بر برکه ای

دور

پل می بندد

خدای من

خدای رنگین کمان های

کوچک و بزرگ

سپاس که در کنارم

هستی

با تو لبخندهایم

بی معنی نیست

و هر سلامی بوی بهشت

می دهد

وقتی نام تو را

با درخت و گیاه و

دورترین شاخسار

این سرزمین فریاد می زنم

خدایا شکر…

خدایا شکر


شعر شکر خدا با اشعار زیبای مفهومی سپاسگزاری از نعمت های خداوند بزرگ

خداوندی چنین بخشنده داریم

که با چندین گنه امیدواریم

که بگشاید دری کایزد ببندد

بیا تا هم بدین درگه بزاریم

خدایا گر بخوانی ور برانی

جز انعامت دری دیگر نداریم

سرافرازیم اگر بر بنده بخشی

وگرنه از گنه سر برنیاریم

ز مشتی خاک ما را آفریدی

چگونه شکر این نعمت گزاریم

تو بخشیدی روان و عقل و ایمان

وگرنه ما همان مشتی غباریم

تو با ما روز و شب در خلوت و ما

شب و روزی به غفلت می‌گذاریم

نگویم خدمت آوردیم و طاعت

که از تقصیر خدمت شرمساریم

مباد آن روز کز درگاه لطفت

به دست ناامیدی سر بخاریم

خداوندا به لطفت باصلاح آر

که مسکین و پریشان روزگاریم

ز درویشان کوی انگار ما را

گر از خاصان حضرت برکناریم

ندانم دیدنش را خود صفت چیست

جز این را کز سماعش بیقراریم

شرابی در ازل درداد ما را

هنوز از تاب آن می در خماریم

چو عقل اندر نمی‌گنجید سعدی

بیا تا سر به شیدایی برآریم


اشعار بلند سپاسگزاری از خدا

خدایا شکر نعمت غرق نعمت
هزاران صد کرور دادی به رحمت
اگر شاکر نباشم ظلم و بی داد
نمودم بر همه ای داد و بی داد
زمین و آسمان خورشید و مهتاب
ز کوه و دشت و دریا ؛ روح بی تاب
ترا دارم سپاس ای شاه خلقت
به لطف تو خدا نیست حال نقمت


شعر شکر خدا با اشعار زیبای مفهومی سپاسگزاری از نعمت های خداوند بزرگ

اشعار مذهبی تشکر از خدای بزرگ و پروردگار جهان

ثنا و حمد بی‌پایان خدا را

که صنعش در وجود آورد ما را

الها قادرا پروردگارا

کریما منعما آمرزگارا

چه باشد پادشاه پادشاهان

اگر رحمت کنی مشتی گدا را

خداوندا تو ایمان و شهادت

عطا دادی به فضل خویش ما را

وز انعامت همیدون چشم داریم

که دیگر باز نستانی عطا را

از احسان خداوندی عجب نیست

اگر خط درکشی جرم و خطا را

خداوندا بدان تشریف عزت

که دادی انبیا و اولیا را

بدان مردان میدان عبادت

که بشکستند شیطان و هوا را

به حق پارسایان کز در خویش

نیندازی من ناپارسا را

مسلمانان ز صدق آمین بگویید

که آمین تقویت باشد دعا را

خدایا هیچ درمانی و دفعی

ندانستیم شیطان و قضا را

چو از بی دولتی دور اوفتادیم

به نزدیکان حضرت بخش ما را

خدایا گر تو سعدی را برانی

شفیع آرد روان مصطفی را

محمد سید سادات عالم

چراغ و چشم جمله انبیا را

مطالب مشابه به این مطلب