شعر تولدم مبارک با جملات زیبای ویژه روز تولد خودم غمگین و شاد

چند شعر غمگین و شاد تبریک تولد خودم برای روز میلاد خودم را در این بخش آریا مگ قرار داده ایم.

اشعار تبریک تولد من

تولدم
بهانه‌ای بود برای زیستن
در این دنیای خاکی
چشمانم
دریچه‌ای، برای دیدار با آفرینش
و قلبم
تجلی گاه عشق
و زندگی و زایش همچنان ادامه دارد
در کنار خالقی که زندگی و مرگ
در دستان پر مهر اوست

نیکا منصوری


اینجا بی تو
من آغاز می‌شوم
در پایان سال…

باز هم ورق خورد
برگی از دفترزندگی‌ام
بی تو… بی تو… بی تو…

و حالا
آرزوی من
در آغاز شکفتنم
آوردن آغازگر حروف
و بیرون کردن نهایت آنها
از همه «بی تو بودن‌ها»
و شروع زندگی‌ام
با همه «با تو بودن‌ها»
با تو… با تو… با تو…

بی تو
باز هم تولدم مبارک

پریسا کشکولی


جملات تبریک تولد خودم

تولدم رسیده
تو فصل سبز بهار
اردیبهشت زیبا
شکوفه‌های بسیار

تولدم رسیده
کیک و گل و چند تا شمع
که اینجا قد کشیده
قد تموم دردام
میون آتیشی که
سایه غم کشیده

تولدم رسیده
بازم که تنها موندم
تو کیش و مات تقدیر
بازم که کم آوردم
شمعا رو فوت نکردم
اما چشامو بستم
رو جشن یک تولد
یاد تو رو کشیدم

تولدم رسیده
اما بازم یادت نیست
ولی به جات من می‌گم:
تولدم مبارک

سارا داوری


شعر تولدم مبارک

یک دانه چوب کبریت
شمع تولدم بود

مهمان من در این جشن
تنها دل خودم بود

شاید به کارهایم
یا شعر من بخندی

کیک تولدم بود
یک تکه نان قندی

یک مورچه مرا دید
یک ذره کیک هم خورد

یک ریزه کند و آن را
با خود به لانه اش برد

در راه هر که را دید
دعوت به جشن ما کرد

برگشت و چند مهمان
همراه با خود آورد

با این که دوستانش
خیلی زیاد بودند

از کیک کوچک من
خوردند و شاد بودند


اشعار تولدم مبارک

تولدم مبارک بی هیچ سلام و هدیه
بازم تولدم شد روز غمام و گریه


شعر تولدم مبارک

تولدت مبارک، چه حرف خنده داری
چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری

عجب شبیه امشب داره می‌سوزه چشمام
دورم شلوغه اما انگاری خیلی تنهام

واسه چی زنده باشم جشن چیو بگیرم
من امشب‌و نمی‌خوام دلم می‌خواد بمیرم

تولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم
هوای خونه دلگیره تو رو اینجا نمی‌بینم

تولدم مبارک نیست شکسته قلب داغونم
تو نیستی و من از دوریت خودم رو مرده می‌دونم

هیشکی خبر نداره چقد هواتو کردم
چقد دلم می‌خواد تو باشی دورت بگردم

هیشکی خبر نداره دارم به زور می‌خندم
نمی‌دونن چرا من چشمامو هی می‌بندم

چشمامو من می‌بندم تا منتظر بشینم
شاید تو این سیاهی بازم تو رو ببینم


تولدم مبارک مژده بهم رسیده
میوه کال باغم این دفعه خوب رسیده

تولدم مبارک با شمع و کیک ارزون
با خنده‌های شادم یه سینه درب و داغون

تولدم مبارک تو تنهایی نشستم
شمعا رو فوت نکردم میزو زدم شکستم

تولدم مبارک کنج اتاق تاریک
روزنه کمی نور سوراخ ریزو باریک

تولدم مبارک تولدم یادت نیست
باز ایرادی نداره این بار اولت نیست

تولدم مبارک تا سال بعد و دی ماه
بازم فراموشت شه تولدم تو دی ماه

تولدم مبارک کافی خدانگهدار
برای سال بعدم یه جا واسش نگهدار

ابوالفضل کرمی


کسی تولد مرا به خاطرم می‌آورد
برای خاک قلب من گل و شکوفه می‌خرد

کمی بزرگ می‌شوم تنم جوانه می‌زند
فقط یواشکی دلم، تو را بهانه می‌کند

اگرچه با سرود و شعر دلم پر از چکاوک است
خودت بگو بدون تو تولدم مبارک است؟


دوباره مهر و میلادم، یه کیک ساده می‌گیرم
کسی چشم انتظارم نیست و من دلگیر دلگیرم

هوای مهر سنگینه، همیشه «مهر»و کم داره
دلم می‌خواد نیاد از راه، شب و روزی که غم داره

دوباره عکس تکراری، از این تکرار بیزارم
به جای شمع رنگارنگ، دو نخ سیگار می‌ذارم

من این روزا دلم می‌خواست، یکی یادش به من باشه
یه مجنون مثل تو قصه، که دائم فکر لیلاشه

من این روزا دلم می‌خواست، یکی همراه من باشه
توی تاریکی شب‌هام، بیاد و ماه من باشه

دلم می‌خواست یکی امروز، بپرسه حال غم‌هامو
و من آسون بگم خوبم، ندارم فکر فردامو

ولی حالا دلم می‌خواد، میون آدما گم شم
یکی کمتر، کی می‌فهمه، می‌رم همرنگ مردم شم

ببین این بار، بی حسرت، دوتا چشمامو می‌بندم
بدون آرزو می‌رم،به رویاهام می‌خندم

لیلی طباطبایی

مطالب مشابه به این مطلب