اسم دخترانه شیک و خاص | بهترین اسامی دختر | نام های دخترانه زیبا

نام دخترانه | اسم دختر | اسامی محبوب برای فرزند دختر

انتخاب اسم چه دختر و چه نام پسر همیشه از دغدغه هایی کسانی بوده است که فرزندی در راه دارند و تصمیم دارند تا اسم با معنی و زیبایی برای فرزندشان انتخاب نمایند. ما در این مطلب برای شما فهرستی از اسامی دخترانه را به صورت حروف الفبا جمع آوری کرده ایم.

شروع با حرف الف

آیین

راه و روش، دین و عقیده

آییژ

شراره، شراره آتش آیید شراره، آتش، کنایه از فرد پر جنب و جوش. آهنگ قطعه موسیقی، اراده، قصد

آویده

مشتاق و خواهان، آویزان، آویخته

آوانوش

شنونده آوا

آوا

صدایی که به آواز می خوانیم یا از آلات موسیقی بیرون می آید.

 آنیسا مانند عشق، آنیس در یونانی به معنای مقاومت و اعتراض  کردن است

آنیتا

آناهیتا، از میان برنده ناپاکی ، نام ایزد آب.

 آنوشا

کیش و مذهب، دین و آیین

آناهید

آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب.

 آناشید

تشکیل شده از کلمه ترکی آنا به معنی مادر و کلمه فارسی شید به معنی خورشید، باعث گرمی و روشنایی زندگی مادر

آفرین گل

گل تحسین برانگیز، به معنای دختر بسیار زیبا

آشیان

لانه و کاشانه، چیزی که به ذهنمان می آید، عاشق

آسودا

راحت و آسوده، ، کنایه از شخصی که زیباییش مثل و مانندی  ندارد

آزاده

عاری از هر ویژگی ناپسند، رها و وارسته، اسم همسر بهرام گور

آریستا

زیبا مانند عروس، مرکب ازآریس به معنی عروس و تا پسوند مشابهت.

آریاناز

موجب فخر و مباهات قوم آریایی، دختر آریایی، دختر ایرانی

آرشین

آرشین نام یکی از زنان هخامنشی که معروف به کاردانی بوده، دوست داشتنی

آرشیدا

بانوی درخشان، بانوی آراسته و درخشان

آرام دخت

دختر آرام و ساکت، با وقار

آرام

سکون، ثبات، آسایش، صلح، آشتی؛

آترین

آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی


اسم دخترانه شیک و خاص | بهترین اسامی دختر | نام های دخترانه زیبا

شروع با حرف ب

بنیتا

دختر بی همتای من

بيتا

بي‌ مانند، بي‌ همتا، يكتا.

بهناز

خوش ناز و ادا، زیبا

بَرفين

از جنس برف؛ سفيد مانند برف

باوان

خانه‌ پدري؛  جگر گوشه و عزيز.

باختر

مغرب؛  (در پهلوي) به معنای ستاره می باشد


اسم دختر با پ

پاپوک

نعنای دشتی با گل آذینی، مثل سنبل

پاداش

اجر کار درست، جزا

پادمیرا

جاویدان، نگهبان، نگهدارنده عشق

پادنا

معنی: اسم یکی از قسمت های تابعه شهرستان سمیرم

پادینا

در گویش  همدانی به معنای گل پونه یا پودینه

پارسادخت

دختر پرهیزگار و با تقوی

پارمین

تکه یا قطعه ‌ای از بلور، اسم زنِ داریوش

پاشنگ

خوشه‌ انگور

پاک بانو

بانوی پاک، پاکدامن

پاک دخت

دختر بیگناه و معصوم

پاک رخ

پاکیزه رو، زیبا رو

پاک گوهر

معنی: پاک گهر

پاکچهر

خوش صورت، زیبا

پاکدل

پاکیزه دل، دل پاک، مهربان

پاکرخ

پاکیزه رو، زیبا


شروع با حرف ت

تابان

دارای نور ، درخشان، روشن، نورانی

تاتیانا

پرنده شکاری

تابنده

آنچه که از آن نور می تابد، درخشان.

تاج آفرین

آفریننده تاج،

تارا

ستاره، مردمک چشم.

تافته

گداخته، درخشنده و روشن، یک نوع پارچه ابریشمی

ترگل

گل تازه و شاداب

تانیا

یگانه و بی مانند، در کردی به معنی دختری که تنها است، در خراسانی به معنای توانستن

تَرانه

هر شعر یا حرف معمولًا موزون که با موسیقی گفته شود، قطعه آواز، هر صدایی که دارای موسیقی باشد.

تِرمه

پارچه ای از جنس کرک، پشم، یا ابریشم دارای نقشهای بته جقه

تَمنا

آرزو؛ خواستن چیزی با فروتنی

تناز

اسم مادر لهراسب و دختر آرش

تندر

کسی که دارای بدنی سفید و درخشان مانند دُر می باشد.

تَندیس

مجسمه؛ بت، تصویر برجسته،

توراندخت

دختر تورانی؛ اسم دختر خسرو پرویز که پس از شیرویه شاه شد.

تهمینه

نیرومند، قوی؛ همسر رستم، مادر سهراب.

تیراژه

رنگین کمان، طوق بهار

تیناب

چیزی که در خواب مشاهده می شود، رؤیا

تالیا

در اسطوره های یونانی الهه موسیقی و رقص، دختر شاه زئوس

تامیلا

از روی امیدواری، بخشنده.


اسم دخترانه شیک و خاص | بهترین اسامی دختر | نام های دخترانه زیبا

شروع با حرف ث

ثری

زمین

ثریا

معنی: ستاره پروین ، چلچراغ ، پرند

ثریتی

دختر دوم زرتشت پیامبر

ثمر

میوه، نتیجه و حاصل

ثمره

میوه، نتیجه و حاصل

ثمن

قیمت

ثمود

یکی از قبیله های عرب

ثمیلا

سرمه کشیده

ثمیله

ته نشین، رسوب، اسم پرنده کوچک

ثمین

گران قیمت، گران


شروع با حرف ج

جان نواز

آرامش دهنده جان، محبوب

جانیار

دارای روح و روان

جاندخت

خیلی عزیز، معشوقه، دختری که خیلی عزیز است.

جهان ناز

مایه افتخار دنیا


شروع با حرف چ

چامه

شعر، شعری که با آواز خوانده می‌شود.

چکامه

شعر به خصوص قصیده.

چکاوک

پرنده‌ای خوش آواز و مقدار از گنجشک بزرگتر که دارای تاجی بر سر می باشد.

چمن

زمین سبز و خرم، باغ و مرغزار؛ اسم گیاهی از گروه غلات.

چیترا

نژاد

چیستا

اسم فرشته دانش و معرفت

چهرزاد

نژاد و اصیل، دختر بهمن در شاهنامه


شروع با حرف ح

حانیه

مهربان، دلسوز،خیر خواه

حبه

دانه‌ی برخی از میوه‌ ها و گیاهان؛ پول خیلی کم

حریر

ابریشم؛ یک نوع پارچه ابریشمیِ نازک؛ هر چیزِ نرم و لطیف

حماسه

کاری افتخار آفرین، یک نوع شعر، شجاع بودن، نترس بودن

حنا : گیاهی درختی که دارای گل ‌های سفید و معطر می باشد


شروع با حرف خ

خاتون

لقب خانم های اشرافی، لقب همسر خاقان چین

خاتونک

معنی: خاتون (بانو) + ک، بانوی کوچک، اسم روستایی در نزدیکی شیراز

خارا

یک نوع سنگ آذرین، اسم یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی

خارک

یک نوع خرمای زرد و خشک

خاش

معنی: شخصی که دارای مهر و محبت فراوانی می باشد

خجسته

شادباش، مبارک

خرام

راه رفتن همراه با عشوه و ناز، نوید


شروع با حرف د

دادآفرید

از اسامی خداوند، ترکیبی از داد (عدل) + آفرید (آفریده )، اسم یکی از سرود های موسیقی

دارانا

اسم روستایی در اطراف اهر

دارینا

زرگر، طلا ساز، گران قیمت

دالیا

یک نوع از گلِ کوکب

دامینه

زیبا، جاری، همچنین به معنی دانش و دانایی

دایانا

زیبا چهره، زیبا و گران قیمت مثل زر سرخ، اسم دیگر آناهیتا الهه آب

درخشا

تابنده ، درخشان

دُرسا

مانند دُر؛ گران قیمت و با ارزش.

دُرناز

زیبا و قشنگ، زیبا رو و گران قیمت.

دَریا

توده‌ی خیلی عظیمی از آب، دریاچه، شخص خیلی آگاه و دانشمند،

دریاناز

ترکیب دریا و ناز، مایه ناز و مباهات دریا، دارای زیبایی و قشنگی

دل ‌آرا

باعث آرامش و شادی افراد دیگر؛ محبوب، معشوق

دلارام

باعث آرامش خاطر، محبوب، با آسودگی خیال.

دل آسا

باعث آرامش و آسایش دل


شروع با حرف ر

رابو

اسم گلی از گل هایی که در فصل بهار می روید

رابیا 

معروف، نامی

راتا

یکی از خدایان آیین زردشتی، جوان مردی، بخشیدن

راد دخت

دختر بخشنده یا دانا

رادا

بانوی بخشنده، دختر جوانمرد

راددخت 

دختر بخشنده یا دانا

راز

آن چیزی که از دیگران پنهان نگاه می دارند، سِر

رازان

اسم روستایی در حوالی شهر خرم آباد

راشنو

فرشته عدالت در دین زردشتی

رافونه

پونه

رافونه 

نعناع، گیاهان خوشبو که قابل خوردن است

رام افزا

افزایش دهنده آرامش

رام دیس

رام گونه

رام دخت

دختر آرام و فرمان بردار

رامش 

شادی، خوشی، آسودگی، آسایش، سرود


اسم دخترانه شیک و خاص | بهترین اسامی دختر | نام های دخترانه زیبا

شروع با حرف ز

زری

پارچه يا لباسي كه در آن نخ ‌هاي طلايي استفاده شده است؛نخ طلا يا نقره

زیلان

اسم گياهي يكساله است و دارای عطر می باشد و از دسته اسفناج است

زیور

آنچه با آن كسي را آرايش كنند، پيرايه

زربانو

بانویی كه مثل زر درخشان می باشد، اسم دختر رستم

زرتا

مثل زر، درخشان و زیبا

زردخت

ترکیبی از زر( طلا) و دخت ( دختر)

زركا

در گویش گیلكی نوعی پرنده

زرگل

زرین گل

زرمان

مانند زر، بسیار زیبا


شروع با حرف ژ

ژاسمی

یاسمن

ژالانه

گیاهی زیبا که خودرو می باشد

ژالین

شعله آتش

ژاله

شبنم، قطره باران

ژامک

از اسامی باستانی، آینه

ژانیا

از اسامی باستانی

ژانیتا

مکان پرستش خداوند

ژانین

اسم دریاچه‌ای در یونان

ژانینا

نام شهری در یونان

ژاوا

جاوه اسم بخشی از اقیانوس هند میان جزیره جاوه و سوماترا و برنئو

ژاوه

یک نوع گیاه وحشی از گونه ای کاکوتی

ژاییژ

شراره آتش

ژربرا

گلی زینتی مانند مینا اما خیلی بزرگ تر از آن

ژرفا

عمیق، عمیق ترین یا دورترین بخش یک مکان

ژرفی

عمق، ژرفا

ژرفین

عمیق

ژنیک

با استعداد، نابغه

ژوان

زمان، میعاد، ملاقات

ژون

بت، صنم

ژیکان

قطره‌ باران، زلال و شفاف، جذاب و آرامش بخش

ژیلا

ژاله تگرگ

ژینا

باهوش، نابغه

ژینوس

باهوش، نابغه


شروع با حرف س

سرنا

یک نوع ساز بادی از جنس چوبی

سَروناز

سرو زیبا، سروی که شاخه‌های آن به اطراف متمایل شده باشد

سَروین

مانند سَرو؛ (در زبان کردی) روسری و چارقد

سَریر

منسوب به سَریر (تخت پادشاهی)، دلربا

سَمن

چهره‌ سفید و لطیف، بوی خوش

سَمنبر

معطّر مثل سَمن، دارای اندام سفید و لطیف

سمن چهره

صاحب چهره‌ سفید و لطیف


شروع با حرف ش

شاپرک   

یک نوع پروانه که معمولا در شب ها پرواز می کند.

شادبانو

بانوی شاد

شادبهر

آن که از شادی بهره می باشد، شاد، خوشحال.

شاددخت

دختر شاد

شادرخ

شخصی  که دارای چهره ای شاد و متبسم می باشد

شادرو

آنکه دارای چهره ای شاد می باشد

شادروز

نیکروز، خوشبخت

شادفر

آن که دارای شکوه و شادی می باشد

شادک

اسم مستعار سمک در سمک عیار

شادکامه

کامروا، خوشحال

شادگل

کسی که مثل گل شاداب می باشد.

شادلین

ترکیبی از شاد و لین، نرم و ملایم، آرام و خوش چهره

شادناز

ترکیبی از شاد و مهر (محبت یا خورشید)، اسم مکانی در شهر نیشابور.

شادنوش

شاد و خوشحال.


شروع با حرف ص

صدپر

گل سرخ

صنوبر

نام درختی همیشه سبز


شروع با حرف ط

طرفه

شگفت آور، جالب

طلادیس

معنی: طلا گونه، مانند طلا

طیلا

شرابی که از جوشاندن انگور، مویز، یا خرما درست می شود

ظفردخت

ترکیبی از ظفر (پیروز) و دخت (دختر)


شروع با حرف ع

عطرین   

معطر، خوشبو

عطرسا

معطرکننده، خوشبو کننده


شروع با حرف غ

غزال

نوعی از آهو ظریف اندام با چشمان زیبا

غزل

شعر عاشقانه

غزل ناز

ترکیبی از غزل (عربی) و ناز (فارسی)

غنچه

گلی که هنوز باز نشده است.

غوغا

صدای بلند، بانگ


شروع با حرف ف

فرگل

دارای شکوه و زیبایی

فرمهر

شخصی که شکوه و عظمتی مثل خورشید دارد.

فرناز

دارای ناز و عشوه، زیبا

فرنگار

دارای نقش و طرح، با شکوه و زیبا

فرنگیز

فرنگیس

فرنگیس

از شخصیت ‌های شاهنامه فردوسی، اسم دختر افراسیاب تورانی

فرنوشا

شکوه و عظمت همیشگی

فرنیان

ابریشم و حریر، دختری که دارای جسمی خیلی لطیف و زیبا می باشد

فروردین

اسم ماه اول سال شمسی


شروع با حرف ک

کاشین

نام مکانی در شمال ایلام

کامنوش

معنی: خوشبخت، کامیاب

کامه

معنی: خواسته، آرزو، مراد

کامیشا

خوشحال، سرزنده، خوش بیان

کتایون

از شخصیت های شاهنامه، یکی از دختران قیصر روم

کرشمه

ناز، غمزه، عشوه


شروع با حرف گ

گشتا

بهشت، پردیس

گلاب

مایعی که دارای بوی خوبی است و از تقطیر گل سرخ و آب حاصل می شود.

گلابتون

رشته‌ های نازک طلا و نقره که با تارهای ابریشم در زری بافی استفاده می شود.

گیتی

جهان، عالم

گلاله

کاکل مجعد، موی پر پیچ و خم

گلچهره

شخصی که دارای چهره‌ای زیبا مثل گل می باشد، زیبا رو

گلرخ

زیبا رو، گلچهره، دختری که دارای چهره‌ای زیبا مثل گل می باشد.


شروع با حرف ل

لادبن

بوته گل، گلبن

لاله

گلی به صورت جام و سرخ رنگ، گونه سرخ و گلگون

لاله چهر

آن که چهره و صورتی اش  زیبا و مثل گل می باشد

لاون

اسم مکانی در شاهنامه

لبینا

اسم یکی از لحن های قدیم موسیقی

لتکا

باغ، باغچه

لعل

لال، نام سنگی قیمتی قرمز رنگ، برخی اوقان سبز و زرد

لوتوس

گل نیلوفر آبی یا سوسن شرقی، نماد مذهب در تمدن های قدیمی آسیایی


شروع با حرف م

مارال

گوزن، آهو؛  زیبا و خوش هیکل.

مانا

ماندنی، پایدار؛ (در پهلوی) مثل و مانند بودن

مانلی

بمان برایم

مانیا

خانه، سرای، سرخوش و شاد

ماه

جِرم آسمانی نسبتاً بزرگی که شب‌ ها آسمان را روشن می کند

ماه آفرین

آفریده ی ماه، زیبارو(ی)

ماه پری   پریِ مثل ماه؛ بسیار زیبا.

ماه پیکر

شخصی که  مانند ماه زیبا و دل انگیز است؛ به مجاز معشوقِ

ماه گل     گلِ ماه؛ زیبارو. مَهگل.


شروع با حرف ن

نارگل     

گل انار

نارملا

شکوفه گل انار

نارمیلا    

شکوفه، غنچه، شکوفه گل انار.

نارو

پرنده ای خوش صدا مثل بلبل.

نارون

درختی زیبا و پُربَرگ و سایه دار.

نارین

منسوب به نار، تازه و شاداب

نازآفرید

آفریده ناز و زیبا.

نازآفرین

ترکیبی از ناز (زیبا) و آفرین (آفریننده)، اسم همسر فتحعلی شاه.

نازان

فخرکننده، نازکننده.

نازخاتون

بانوی خوش سیما، اسم دختر امیر کردستان در پادشاهای الجایتو.

نازدار

شخصی که  دارای رفتاری خوشایند و جذاب می باشد، ملوس.

نازدانه

فرزند دلخواه پدر و مادر، دردانه.

نازدخت

دختر زیبا و جذاب


شروع با حرف و

وانیا

هدیه با شکوه خدا

وارش

باریدن باران

ورتاج

گلی سرخ رنگ که روی آن به سوی آفتاب است.

ورجا

بلند مرتبه، بزرگوار

وردآفرید

آفریده گل

ورونیکا

اسم گروهی از گیاهان که پوپک از آن دسته می باشد.

ونوشه

در  مازندران به معنای گل بنفشه


شروع با حرف ه

هرانوش

دختر آتش، دختری که دارای روی برافروخته می باشد، زیبا روی

هستی

زندگی، وجود، زندگانی

هلناز

زیبارو و خوش بو، شکوفه درخت هل

هما

پرنده‌ای با جثه بزرگ که به تصور گذشتگان سایه‌اش بر سر هر شخصی بیفتد سعادت مند و خوشبخت خواهد شد.

هماچهر

شخصی که چهره‌ ای مثل هما می باشد، زیبارو

همتا

مثل، مانند

همدم

همنشین  ، مونس

همراز

محرم اسرار

همیلا

اسم ندیمه همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

هورام

مطلیع خوبی، انسان شاد و خنده رو

هوربانو

زیبا مثل خورشید

هورتاش

شخصی که دارای چهره ای نورانی مثل خورشید می باشد

هوردخت

دختری که مثل خورشید زیبا است

هوردیس

زیبا و روشن مثل خورشید

هورسان

مثل خورشید

هورمهر

خورشید

هورناز

خورشید زیبا

هوزان

نرگس نو رسته

هوناز

آن ‌که دارای ناز و کرشمه خوب و بد می باشد

هیلا

پرنده‌ای شکاری کوچکتر از باز


شروع با حرف ی

یارگل

دوستی که مثل گل زیبا می باشد.

یارناز

دوست زیبا

یارنوش

دوست و یاری که مثل عسل شیرین و دلنشین می باشد.

یاسمن

گلی که دارای گل‌ های درشت و معطر، به رنگ های سفید، صورتی، زرد و قرمز می باشد

یانا

نیکی رسان، مهربان

یکتا

یگانه، تنها

یوتاب

نام خواهر آریوبرزن پادشاه آذربادگان

یسنا

پرستش، قسمتی از اوستا

مطالب مشابه به این مطلب