شعر در مورد شرف و اشعار زیبا در مورد شرافت و انسانیت

در این بخش آریا مگ زیباترین اشعار در مورد شرف داشتن، شرافت و انسانیت را ارائه کرده ایم که امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.

اشعار در مورد شرف داشتن

شعر در مورد ادم های حقیر
شرافت و عشق را
هرگز نمی‌توانی
با صد کیسه طلا بخری
پس آن ها را به
هزار کیسه طلا هم نفروش..!!


شعر در مورد انسان با معرفت

خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش

زآن که هرگز بد نباشد نفس نیک‌اندیش را

آدمیت رحم بر بیچارگان آوردن است

کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را


شعر در مورد انسانیت از مولانا

هر که راه ست از هوس‌ها جان پاک
زود بیند حضرت و ایوان پاک
چون محمّد پاک شد ز این نار و دود
هرکجا رو کرد وجه الله بود
هر که را باشد ز سینه فتح باب
او زهر شهری ببیند آفتاب


شعر در مورد شرف و اشعار زیبا در مورد شرافت و انسانیت

شعر در مورد بزرگی انسان

آدمی‌زاده طرفه معجونی است
کز فرشته سرشته وز حیوان
گر کند میل این، شود پس از این
وار کند میل آن شود به از آن


شعر در مورد شرف انسان

شرافت را نباید به دست آورد،
آن را فقط نباید از دست داد


شعر در مورد شرف انسان

شرافت یعنی:
اگه نمیتونی کسی رو دوست داشته باشید
کسی رو هم به خودتون وابسته نکنی…


شعر در مورد شرف و اشعار زیبا در مورد شرافت و انسانیت

شعر در مورد شرف انسان

نبودتو با چیز با شرافت پُر میکنم
مثلا تنهایی…


شعر در مورد شرف انسان

آدم دلتنـــگ باشـــه
شرافت داره به دلِ گــــشادی کـــه
هـــر کسی بتـــونه توش چادر بـــــزنه!


شعر در مورد شرف انسان

تو با شرافتی اگر..
آبروی دیگران را مانند آبروی خودت محترم بدانی
تو آزادی، اگر..
خودت را کنترل کنی، نه دیگران را تو مهربانی، اگر..
وقتی دیگران مرتکب اشتباهی میشوند، آنها را ببخشی
تو شادی، اگر… گلی را ببینی و بخاطر زیباییش خدا را شکر کنی
تو ثروتمندی، اگر..
بیش از آنچه نیاز داری نداشته باشی
و دوست داشتنی هستی، اگر…
دردهایت تو را از دیدن دردهای دیگران کور نکرده باشد
“اگر چنین است…
تو یک انسان بزرگ و شرافتمند هستی”


شعر در مورد شرف و اشعار زیبا در مورد شرافت و انسانیت

شعر حافظ در مورد خودشناسی

از همان روزی که دستِ حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرتِ هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مُرد

گر چه آدم زنده بود …


شعر در مورد انسانیت از فریدون مشیری

از میان دو واژه انسان و انسانیت،

اولی در میان کوچه‌ها

و دومی در لابلای کتاب‌ها سر‌گردان است.


شعر در مورد انسان خوب

پس به صورت عالم اصغر تویی
پس به معنی عالم اکبر تویی
ظاهراً آن شاخ اصل میوه است
باطناٌ بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی میل وامّید ثمر
کی نشاندی باغبان بیخ شجر
پس به معنی آن شجر از میوه زاد
گر به صورت از شجر بو دش ولاد


شعر در مورد شرف و اشعار زیبا در مورد شرافت و انسانیت

شعر در مورد شرف انسان

اگر پست و مقامی به شما داده شد
که از عهده اش بر نمی آیید
حتما استعفا دهید
این یعنی شرافت


شعر در مورد شرف انسان

این روزها
به جای “شرافت” از انسان ها
فقط “شر” و “آفت” مے بینے !


شعر در مورد انسان های پاک

در حدیث آمد که یزدان مجید
خلق عالم را سه گونه آفرید
یک گره را جمله عقل و علم وجود
آن فرشته است او نداند جز سجود
نیست اندر عنصرش حرص و هوی
نور مطلق زنده از عشق خدا
یک گروه دیگر از دانش تهی
هم چو حیوان از علف در فربه‌ی
او نبیند جز که اصطبل و علف
از شقاوت غافل است و از شرف
این سوم هست آدمیزاد و بشر
نیمِ او ز افراشته و نیمش خر
نیمِ خر خود مایل سفلی بود
نیمِ دیگر مایل علوی بود
آن دو قدم آسوده از جنگ وحراب
و این بشر با دو مخالف در عذاب

مطالب مشابه به این مطلب