در این بخش سایت آریا مگ اشعار خاص و زیبای دلبرانه برای یار، عشق و همسر با مضامین احساسی و رمانتیک گردآوری کرده ایم با ما همراه باشید.
اشعار خاص دلبرانه و عاشقانه برای یار
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه می کنم چونک از این جهان شدم
عشق پیرامون توست
نمی توانی آن را ببینی یا لمس کنی
اما عشق در همه جا هست
بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی
بسڪہ خوب ومھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی
عشق بازی کار فرهاد است و بس
دل به شیرین داد و دیگر هیچکس
مهر امروزی فریبی بیش نیست
مانده ام حیران که اصل عشق چیست؟
برد هوای دلبری
هم دل و هم قرار من…
کاش می شد در آسمان ها پر کشید
چون عقابی ابرها را هم درید
پر کشید و در حضورت جان سپرد
لحظه ی آخر دو چشمان تو دید
شعر زیبای دلبرانه
برای بردن ایمانِ من
لبخند هم کافی ست
همین یک شعله
آتش می زند
انبارِ کاهم را …!
جان من و جان تُ را
هر دو بهم دوخت قضا
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
آن به هر لحظهی تبدار تو پیوند منم
آنقدر داغ به جانم که دماوند منمعلیرضا آذر
فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ
چون غنچه پاییز شکفتن نتوانمشفیعی کدکنی
جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من
من به جهان چه میکنم چونک از این جهان شدم
من تو را نمی سرایم !…
تو….
خودت در واژه ها می نشینی…!
خودت قلم را وسوسه می کنی !!
و شعر را بیدار می کنی..!!
شعر تک بیتی دلبرانه
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
فاش می گویم و
از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و
از هر دو جهان آزادم
عصر ڪه می شود
حیاط دلم پر میشود از عطرِ
حضورِ عاشقانه ات..
عصرها فقط
زمانِ فڪر ڪردن به توست
نه چیز دیگری..
عشق تو مجنون ڪرده
این شاعره ے عاشقت را…
نترسم که با دیگران خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی
خبرت هست که
بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق
این همه ایامم نیست
یک بوسه ی دلبرانه تقدیم تو باد
صد واژه عاشقانه تقدیم تو باد
جان و دل من به لحظه دیدارت
با عشق, خالصانه تقدیم تو باد..
هوا موی تو را که می بیند
نا آرام می شود
هیچ وقت جایی رفته ای
که باد نیاید؟
گیسو به هم بریز و
جهانى ز هم بپاش
معشوقه بودن است و
بریز و بپاش ها..!حسین زحمتکش
تو مثل دلبری های
پاییز می مانی ..
آدم نمی داند بودنت را نگاه کند
یا بغل بغل
عاشقانه ببوستت
یا اینکه
کوچه به کوچه
دلبرانه در آغوشت بگیرد…
باران معشوقه ی پاییز است
وقتی این همه زیباست
نغمه ی رسیدنش …
دلبری کردنش..
جانا من پاییز باشم
تو باران می شوی؟یداله رحیمی
یه وقت به سرت نزند!
ڪه شعرهایم را بتڪانی
چرا ڪه رسوا خواهم شــــــــــــد…!
و همه خواهند دید!!
لحظه لحظه تــــ♥ــو را در میان واژه هایم!!!…
آدم گاهی چه گرم می شود
به یک هستـــــــــــــــــــــم
به یک نتــــــــــــــــــــــــرس
به یک نـــــــــــــــــــــــوازش
به یک آغـــــــــــــــــــــــوش