جملات کوتاه درماندگی و حسرت با متن های سنگین درمانده شدن

در این بخش جملات کوتاه در مورد درماندگی، حسرت و درمانده شدن را با متن های سنگین ارائه کرده ایم.

متن و جملات درباره درماندگی

عشق هميشگي است، اين ما هستيم كه ناپايداريم. عشق متعهد است و مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اعتماد است، اما مردم نيستند.««لئوبوسكاليا»»


کاش دردی که مرا هست طبیبان را بود
تا بدانی که چه درمانده دراین درمانند…


چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، “نمیدانم” کجایی ؟


جملات کوتاه درماندگی و حسرت با متن های سنگین درمانده شدن

به افتخار مردی که وقتی اشتباه میکنه

مث یه مرد با صدای کلفت میگه:

عیــال شرمنده، حق با تو بود…

بفرستید برای هرچی مرد واقعیه


گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬

گوشه ای مینشینم و حسرت ها را مرور میکنم٬

نمیدانم کدام خواهش ها را نشنیدم٬

و به کدام تنهایی خندیدم که تنهاترینم..


متن درباره درمانده شدن

در مسیر باد بمان
تا بوی مهربانیت
تسخیر کند این شهرِ پر از بیهودگی را….


جملات کوتاه درماندگی و حسرت با متن های سنگین درمانده شدن

غم که نوشتن ندارد!
نفوذ می کند در استخوان هایت ،جاسوس میشود در قلبت و آرام آرام از چشم هایت میریزد بیرون


خیال بودن در آغوش زنی دیگر

هنوز هم عذاب آورترین خیال من است

بیا و آغوشت را از من دریغ مکن

که عمری را باید با حسرت داشتنت سر کنم …


آگاه باشید که خدا در هیچ جا، همچون آنجا پرستش نمی شود که آدمی برای
نیکی کردن به برادران و زیارتشان گام بر می دارد.


جملات درماندگی و حسرت

به همه ی عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن.««ويليام شكسپير»»


نگاه کودکان را دوست دارم چون با صداقت است
هيچ دروغـــي درآن راه ندارد
مانندنگاه کودکی که به کودک هم
سن وسالش می نگرد
ولی وجــــدان مادران خفته
چه راحت اورا از این نگاه دور میکنند
کمک به ديگـــران اولويت آخر


جملات کوتاه درماندگی و حسرت با متن های سنگین درمانده شدن

ماه شهریور که می شود

آدم ناخودآگاه یاد پاییز هزار رنگ می اُفتد

یاد بچگی و استرس آغاز دوباره ی سال تحصیلی

ماه شهریور برای من آغاز پاییز است …

پاییز را همیشه به خودم تشبیه می کردم

می دانی راستش پاییز هم برای خودش بهاری بود

که در انتظار معشوقش این چنین زرد و بی رمق شد …


با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم
با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم
سر می رود از دست همه حوصله ی من
یعنی که برای تو فقط حوصله دارم


عاشق خسته ام از عشق جدایم نکنید/جز همان عاشق دل خسته صدایم نکنید
بگذارید بمیرم ز پشیمانی خویش/باز همسفر خاطره هایم نکنید


و از صمیم قلب متاسفم برای همه کسانی
که از ترس آتش جهنم است ، که به همنوع خود کمک می کنند….


روزگاری جاده ای بودم غرق تردد،جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد
من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم،عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهایی خود

مطالب مشابه به این مطلب