شعر روز مادر با مجموعه اشعار زیبای تبریک روز مادر در وصف مارد و سپاس از مادر

در این مطلب آریا مگ شعر روز مادر با مجموعه اشعار زیبای تبریک روز مادر در وصف مادران عزیز و سپاسگزاری از مادر عزیز را آماده کرده ایم.

شعر کوتاه روز مادر

مادرم اي بهتر از فصل بهار / مادرم روشن‌تر از هر چشمه سار
مادرم اي عطر ناب زندگی / مادرم اي شعله بخشندگی
مادرم اي حوری هفت آسمان / مادرم اي نام خوب و جاودان
مادرم اي حس خوب عاشقی / مادرم خوشتر ز عطر رازقی
مادرم اي مایه آرامشم / مادرم اي واژه آسایشم
مادرم اي جاودان در قلب من / مادرم اي صاحب این جسم و تن
مادرم می‌خواهمت تا فصل دور / مادرم پاینده باشی پر غرور
مادرم روزت مبارک ناز من / مادرم تنها تویی آواز من
پیشاپیش روز مادر مبارک


چون مهر، بـزرگ و بی نـشانی مادر

آرام دل و عـــــزیــز جـانـی مــادر

اي کاش همیشه جـاودان مـی بــودی

آن قـدر که خـوب و مـهربانـی مـادر


تو گوهری که در کف طفلی فتاده اي

من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام

گاهی به سنگ جهل، گهر را شکسته ام

گاهی به دست خشم به خاکش کشیده ام


بوی بهشت می‌دهد دست دعای مادرم

سجده پس از خدا برم بر کف پای مادرم

اتش پاک عشق را دامن شوق می‌زند

در دل خام سوز من حمد و نثای مادرم


مادر اي والاترین رویای عشق

مادر اي دلواپس فردای عشق

مادر اي غمخوار بی همتای من

نخستین و آخرین معنای عشق


مادر اي معنی ایثار تو گل باغ خدای

توی روزگار غربت با غم دل آشنایی

مینویسم از سر خط اي معنی بودن

می‌نویسم تا همیشه تویی لایق ستودن


تا دیده ام به روی جهان باز شد ز شوق

لبخند مهربان تو جان در تنم دمید

فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو

دست نوازش تو به فریاد من رسید


بخواب اي مادرم آرام وخسته

بخواب اي مادرم اي دل شکسته

بمیرم من برای غصه هایت

بمیرم من برای اشک هایت


اشعار زیبای روز مادر

زنم از دیده بر دل روی مادر

منم مست کمان ابــروی مادر

گل از خجلت نقابی بر رخش زد

چو آمد عطر مشکین بــوی مادر…


خاک را پرسیدم

می تواني آیا

دل مادر گردی

آسمانی شوی و خرمن اخترگردی

گفت نی نی هرگز

من برای اینکار

بوستان کم دارم

در دلم گنج نهان کم دارم

این جهان را گفتم

هستی و مکان را گفتم

می تواني آیا

لفظ مادر گردی

همه ی رفعت را

همه ی عزت را

همه ی شوکت را

بهر یک ثانیه بستر گردی

گفت نی نی هرگز

من برای اینکار

آسمان کم دارم

اختران کم دارم

رفعت و شوکت و شان کم دارم

عزت و نام و نشان کم دارم

آن جهان را گفتم

می تواني آیا

لحظه اي دامن مادر باشی

مهد رحمت شوی و سخت خوشبو باشی

گفت نی نی هرگز

من برای اینکار

باغ رنگین جنان کم دارم

انچه در سینه مادر بود آن کم دارم


مادر اي یکدانه و تنهاترین غمخوار من

از من عاشق تر به من دیوانه و بیمار من

وصف تو نتوان به صدها دفتر و دیوان نوشت

اي که وصفت روز و شب ها تا ابد در کار من

پروراندی جان من با رنجهای بی شمار

کی شود قربانی ات این جان بی مقدار من

خرج کردی عمر خودرا تا بروید جان من

من به لطفت زنده ام اي ابر باران دار من

شرح لطفت در ازل افسانه اي ننوشته بود

جان به قربان تو اي زیباترین پندار من

قصه ننوشته مهر و وفا را خوانده اي

اي که مهرت تا ابد در سینه تب دار من

درد هایم درد تو رنجم همه ی در جان تو

اي به دردم مرهم و اي مخزن اسرار من

هستی ام هست از تو و نامم ز تو نامی گرفت

سبز می باشم ز تو اي سبزی افکار من

سال‌های عمرت افزون از هزاران سال باد

سال های عمر من قربانی ات اي یار من


شعر دو بیتی روز مادر

ننگـــــرم در تـــو، در آن دل بنگــرم

تحفـــه وی را آر، اي جــــان بــــر درم

با تـــو او چــون است؟ هستم من چنان

زیـــر پـــــای مــــادران باشــد جنــــان


مادر! حضور نام تو در شعر هاي من

لطف خداست شامل حال غزل شده است

غیر از تو جای هیچ کسی نیست در دلم

این مسأله میان من و عشق حل شده است..


هر شخصی عطر خاصی دارد
گاهی برخی عجیب بوی خدا می دهند
همانند “مادر”


سایه لطف خدایی مادر

معنی عشق و وفایی مادر

شعر من درخور تفسیرت نیست

اوج مهری و صفایی مادر


سایه لطف خدایی مادر

معنی عشق و وفایی مادر

شعر من درخور تفسیرت نیست

اوج مهری و صفایی مادر


تا ابد در اوج قدرت زیستن
ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است
لذت یک لحظه مادر داشتن

روزت مبارک مادرم


مادر قسم به جان عزیز ات که هیچ گاه
یاد شکـــــوه‌مند تو، از دل نمی‌رود
تا دامن کفـــــن نکشم زیر پای خاک
نقشی تو هم دمی ز مقابل نمی‌رود
روزت مبارک مادرم


ای عطر تو عطر هر بهار است، مادر
وای (وی) مهر تو در حد کمال است،
مادر‌ای نام تو ملک، چه بی ریایی، مادر
هم شاه غم و ملک وفایی، مادر
روز مادر مبارک


اشعار تبریک روز مادر

پروراندی جان من با رنج‌های بی شمار
کی شود قربانی ات این جان بی مقدار من
خرج کردی عمر خود را تا بروید جان من
من به لطفت زنده ام‌ای ابر باران دار من
روزمادر مبارک


در کوچه جان همیشه مادر بـــاقیست
دریـای مـحبـتـش چو کوثر باقیست
در گـــویــش عـاشـقانـه، نـام مــــادر
شعریست کــه تا ابد به دفتر باقیست
روز مادر مبارک


در گلستان ادب اموزگارم مادر است
بعد رب العالمین پروردگارم مادر است
من که شاگرد دبیرستان عشق مادرم
اولین معشوق من در روزگار مادر است
روز مادر مبارک


وای بر من، ای خدا

آن دلربا آن مهربان دستان

آن دم گرم و دل بی خار و بی پایان

وز برایم، وای سرد است، وای سرد است

مادر ای مادر، باز مادر باز آن عشق الهی باز آن آغوش گرم جاودانی

چه می بینم خدایا باورم نیست هنوز

گرمی آغوش مادر دست های پر چروک و گرم مادر

بوسه های آتشینش حرف های دلنشینش

نیست دیگر از برایم

هزاران وای بر من

پیکرش سرد است نازنین مادر هم سرد است

علی اکبر ثابتیان


تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ، ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه مادر داشتن !


من زاده شدم به عشق مادر

پرورده شدم به عشق مادر

در دامن او شدم چنین نور

پیوسته شدم به عشق مادر

بوی تن او بهار هر فصل

بشکفته شدم به عشق مادر

تعلیم نمودیم بیاموز

وارسته شدم به عشق مادر

از رنج زمان عبور دادی

نی خسته شدم به عشق مادر

آموخت مرا صبور باشم

دل بسته شدم به عشق مادر…

جعفر جعفری


آتشی افروخته در قلب من،

بوسه های ناز و بی همتای تو

نیست آهنگی،

به زیبائی لالائی مهر انگیز تو

پس بمان ای مادرم،

ای هدهد صهبای من

تا اوج فرداها،

تا فتح شهر عشق

تا انتهای فصل

تا بارش باران

محمد جوکار


از تو می پرسم، ای اهورا

چیست سرمایه رستگاری؟

میرسد پاسخ از آسمان ها

… دین خود رابه مادر ادا کن!

… ای گرانمایه مادر

جان فدای صفای شما باد

با شما از سَر و زَر چه گویم

هستی من فدای شما باد!

با شما، صحبت از «من» خطا رفت

من که باشم؟ بقای شما باد!

فریدون مشیری


مادرم بانوی مهتابی شب‌های دلم
مادرم تنها مروارید اقیانوس دلم

زبون من قاصره از گفتن تو
این قلم مونده چطور وصف کنه وجودتو

وقتی صداتو می‌شنونم
آرامش دلم می‌شی

وقتی کنارت می‌شینم
صدای قلب من می‌شی

تو چشمای زیبای تو
دریای عشق موج می‌زنه

می‌فهمم اون نگاهتو
حرف دل نگفتتو

بهشت زیر پای توست
خدا همیشه پشت توست

سر نماز دعای تو
زمین رو لرزه میاره

همین دعای توست که
گره گشای مشکلاست

اگه برم به آسمون
ماه و ستاره بچینم

هدیه کنم به پای تو
بازم کمه برای تو

نگین انگشترم توئی
عشق من فقط توئی

سر به سجاده می‌ذارم
دست به دعا بر می‌دارم

همیشه یاورم باشی
همیشه همرهم باشی

مادر من مهربونم
نمی‌دونم چطور بگم

دلم می‌خواد فدات بشم
فدای اون دلت بشم
قربون اون چشات بشم

آذر ضیغمی

مطالب مشابه به این مطلب